به هر فصلی غمی، هر صفحه ای انبوه اندوهی، وطن جان! خسته ام، پایان خوب داستانت کو؟

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت
دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت
این عمر سبک "سایه" ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
اينجا زلزله نيست. اما من پسرم را همانطور كه خواب است تنگ در آغوش مى گيرم. چرا كه باور دارم مهر ورزيدن و امنيت بخشيدن مسري است. باور دارم حتى از اين فاصله مى توانم انرژي هاي خوب و آرامش و بردبارى براي هموطنانم آرزو كنم. چرا كه مى دانم امروز همه با هم مهربان ترند و براي يكديگر بردبارى آرزو مى كنند. باور مى كنم امروز امنيت در چشمها و دست ها و آغوش ها رنگ ديگرى دارد
شب اين سرزمين هيچ شباهتى با شب شهر من ندارد، آرام است و خواب را ساعت ها پيش به چشم خستگان هديه داده. فرسنگها دور تر اما شهر من بيدار است و هر گوشه آش از ترس نفس نفس مى زند. پسرم را در آغوش مى فشارم و دعا مى كنم به جاي زمين زير پاي عزيزانم، قلب من بلرزد. دارم با خدايي كه امروز بايد بيش از هميشه بالاي سر شهرم باشد حرف مى زنم و شاهدش مى گيرم به شبي كه هنوز بيدار است . به روزی كه مى لرزد. به روزی كه حق كودكانش اين بود كه در آغوش آرام مادرى بخوابند كه از مرگ نمى ترسد. قسمش مى دهم به امنيت، به مهربانى، به آرامش،
ایران من تسلیت
تولدی که ناتمام ماند، تلخی بادکنکهای رنگی آویزان از سقف
جای تبریک با تسلیت عوض شد
هموطن درد تو درد منست...
غم تو غم منست...
.
در غم از دست دادن هموطنان عزیزمان سوگواریم
تسلیت...
ضمن ابراز همدردی با هممیهنان داغدار، این حادثه تلخ و غمبار را از جانب خود ، اهالی صنعت برق و جامعه ی مهندسین برق به ملت بزرگ ایران بهخصوص خانوادههای داغدار این حادثه تسلیت گفته و از خداوند منان برای بازماندگان ایشان طلب صبر جزیل داریم.

